تبليغاتX
از دست رفته
از دست رفته
... تا آدم شدن می نویسم
امان از بی سوادی آژانس باختر

قبول دارید که در دوران جنگها، مردم افغانستان به شدت کم سواد شده اند (حال اگر خجالت بکشیم که بگوییم بی سواد).

 طبعا ارگانهايی که می توانند در افزايش سطح سواد و معلومات مردم تاثير بيشتری داشته باشند، رسانه ها، به خصوص رسانه های ملی هستند که مردم بيشتر به آنها دسترسی دارند.

از اين مقدمه که بگذريم، به گمان من، آژانس اطلاعاتی (به زبان عام فهم: خبرگزاری) باختر در حال حاضر، بزرگ ترين ضربه را به نيمچه سواد باقی مانده ما مردم وارد می کند.

من از اين پس، هر از گاهی سعی خواهم کرد نمونه هايی از شيرين کاريهای باختری ها را در معرض قضاوت شما قرار دهم.

برای امروز، بياييد به اين خبر نشر شده در تاريخ پنجشنبه دو سنبله (به قول مردم آن سوی مرز: شهريور) نمره بدهيم:

شاپ تولیدی قالین بافی امروز در محبس مرکزی افتتاح شد

این شاپ تولیدی که جدیدآ ایجاد گردیده در آن بیست تن از زندانیان شامل کار شده اند که مطابق قانون تصدیها برعلاوه اینکه آموزش حرفوی میبینند از مدرک کارشان معاش معینه را نیز بدست میاورند.

این شاپ تولیدی را تورنجنرال عبد السلام بخشی رئیس عمومی محابس و توقیف خانه های وزارت عدلیه و خانم گرین هیل مشاور حقوقی سفارت امریکا در کابل افتتاح کردند.

خوب، اين بخشی از يک خبر بود.

حالا:

اول از همه، مشکل اصلی برخی از هموطنان ما،  استفاده بدون تفکر از واژه های خارجی است.

نويسنده اين خبر، حتی لحظه ای با خود فکر نکرده که شاپ به چه معناست و می توان به جای شاپ، کلمه دیگری هم به کار برد که برای مردم آشنا باشد.

اين شاپ که گویا همان فروشگاه انگليسی است، در مقام اين جمله، می تواند همان واژه زيبای کارگاه فارسی باشد، که گويا دری زبانان ما، با آن پدر کشتگی دارند، و همیشه به جای کارگاه، دهن مبارک شان را کج و معوج می کنند و می گويند ورکشاپ.

اين موضوع را هم نبايد از نظر دور داشت که اشکال کار، فقط از نويسنده خبر نيست، بلکه کسانی که اين کارگاه يا فروشگاه يا هر زهر ماری که هست، افتتاح کرده اند، در پرده نوشته ها و اعلانات دور و بر، نوشته اند "شاپ توليدی قالين" و يک مشکل ديگر، به مشکلات ميليونی زبان زخم ديده ما اضافه کرده اند.

2: به اين جمله دقت کنيد: اين شاپ توليدی که جديداً  ایجاد گردیده در آن بیست تن از زندانیان شامل کار شده اند.

يک شاگرد ابتدايی مکتب، اگر ترتيب جمله و جايگاه ارکان جمله را آموخته باشد، اين جمله را اينگونه می نويسد: بيست تن از زندانيان، در اين ... که به تازگی ايجاد شده، مشغول به کار شده اند. يا در اين ... که به تازگی ايجاد شده، بيست تن از زندانيان مشغول به کار شده اند.

3: حرفوی: اگر منظور ما، فارسی يا دری نوشتن است (که هر دو به يک معناست)، هر گاه بخواهيم یای نسبت به واژه هايی اضافه کنيم که با حرف هـ ختم می شود، برای آسانی خوانش، " ای" اضافه می کنیم. یعنی: منطقه + ی = منطقه ای، حادثه + ی = حادثه ای، ... و حرفه + ی = حرفه ای.

عجايبی ماننده حرفوی، ايتالوی، منطقوی و مانند اينها، ساختار های عربی دارند که در زبان ما (چه فارسی بناميمش و چه دری)، بيگانه اند.

- اين جمله را ببينيد: از مدرک کارشان معاش معینه را نیز بدست میاورند.

4: فعلا کاری به "از مدرک کار" که می تواند به معنای "بابت کار" باشد، نداريم، اما خبر نويس محترم باختر، اين هـ اضافه شده به معين را از کجا به دست آورده يا به قول خودشان کمائی کرده است؟

مگر معاش مونث است که واژه بعدی آن هـ تانيث گرفته است. گيريم که باشد، مگر ما و شما به زبان تازی (عربی) خبر می نويسيم که صفت و موصوف، مضاف و مضاف الیه و ... را از نظر جنسيت (مونث و مذکر) همسان کنيم؟

5: از آن که بگذريم، اين "را" بعد از معينه از کجا آمده است. کجاست علت "را" ؟

با اين وجود، و با توجه به اينکه فقط بخش کوتاهی، آن هم از يک خبر باختر نقد شد، به نظر شما، چه نمره ای به اين آژانس عريض و طويل دولتی، با دهها سال سابقه می توان داد؟

|+| نوشته شده توسط خاکستری در 85/06/04 ساعت 5:8 |